!حجم ممنوعه
من به آغاز زمین نزدیکم
سلام حجم سبز من، تولده سه سالگی ات مبارک کوچولوی من، ببخشید که یه مدت تقریبا طولانی نتونستم بیام پیشت. ولی خوب تو این مدت که به دلایلی بیشتر با خودم خلوت میکردم و دلم میخواست با یکی درد و دل کنم یهو یاد تو افتادم و با خودم گفتم کی بهتر از حجم سبز؟ که حرفامو تو دلش جا کنم، و کی بهتر از سهراب؟ که حرفاش آرومم کنه. اگه شماها نبودین ... . راستش تو و سهراب خیلی حق به گردن من دارید، توی اون روزا که از بدذاتی دنیا و آدمهاش یهو همه ی وجودم سرد شد و قلبم داشت ساکت میشد، تو اومدی گفتی: بیا دل من حالا حالاها واسه حرفات جا داره، سهراب بود که اومد گفت: یادت رفته؟ قلبه تو واسه ی عشق به خداست که میتپه. یادم اومد، اگه اون نبود؟ باور کن تو این مدت آغوشش رو با تمام وجود حس کردم، دست نوازشش رو، گرمی وجودش رو توی رگهام حس کردم، حس میکردم وقتی با حوصله حرفامو گوش میکرد و دلداریم میداد، چقدر خوبه که خدا با منه، چقدر خوبه که خانواده و دوستانم رو دارم، چقدر خوبه که تو و سهراب رو دارم، چقدر خوبه که هنوز از عشق گرم گرمم، فقط بعضی وقتها یه تیر کوچولوی یخی میاد و از قلبم رد میشه و تنم رو میلرزونه که ایراد نداره، بعضی وقتها هم یه درد کوچولو میادو میره که اونم ایراد نداره، باهاشون میسازم تا خودشون خسته بشن و برن راستی میدونم ناراحتی از اینکه یه مدتیه دوستات کم میان به دیدنت، خوب گلم تو رو ف ی ل ت ر کردن، نمیدونم چرا. تو دل تو که چیزی نیست. دلت پاکه پاکه. شاید به خاطر سبز بودنته، یعنی اونا نمیدونن که تو سه ساله شدی و سه ساله که من این اسم رو برات گذاشتم؟ اون موقع ها رنگ تو نشونه یه جنبش نبود، رنگ تو نماد رویش و زندگی بود، هنوزم هست، تو رنگ طبیعتی، زنده ای و همیشه در جریانی، تو جاودانه ای. بهت افتخار میکنم ببین مهمونا اومدن، یه سلام و عرض ادب هم به مهمونا بکنیم. سلام دوستای گلم، ممنون که تشریف اووردین، خوشحالمون کردین، بعد از مدت ها دیدن شما تو کلبه ی سبز مون ما رو به وجد اوورده. بفرمایید از خودتون پذیرایی کنید، تعارف نکنید چیز قابل داری نیست، یه تیکه کیک مجازی به علاوه ی یه عالمه شعر و دوستی و عشق و سبزی و صفا. بعدشم بزن و برقص. سبزک من آرزو موقع فوت کردن شمع ها یادت نره حالا نوبتیم باشه نوبت کادوهاست، اول من، راستش باید منو ببخشی نتونستم چیزی خوبی برات تهیه کنم، تنها کاری که تونستم بکنم این بود که یه دستی به سر و روی کلبه ی سبزت بکشم و واست نو نوارش کنم، امیدوارم خوشت اومده باشه حالا نوبت کادوی دوستامونه، خوب شما اگه هر کدوم یه برگ سبز برامون بزارید، کلی رو سرمون منت گذاشتین و خوشحالمون کردین. ممنون دستتون درد نکنه، خیلی زحمت کشیدید. بدون شما و محبتتون جشنمون خوش نمی شد. این تقدیم به شما از طرف من و حجم سبز و سهراب: ... دوستانی دارم بهتر از آب روان ... منظورمون شماییدا خوب ببخشید اگه خسته تون کردیم و سرتون رو درد اووردیم، شرمنده، میدونیم به سختی تونستید بیایید پیشمون، حضورتون خیلی باارزشه. موفق، شاد، پیروز و سبز باشید ... میرم، جای من اینجا نیست عشق تو زیبا نیست رویا نیست میرم، جایی که دریا نیست اسم تو رو ما نیست غوغا نیست شبهای من هر شب همین منوال است چشم من خواب ندارد آخر حیف نیست شب را خوابید؟ لطیف است و صدای سکوتش، فضای نابی دارد برای اندیشه کاش می شد رسم دنیا عوض شود شب بیدار،و روز خواب نه! چه می گویم؟ همین رسم خوشایندتر است آن وقت، دیگر دل انگیز نبود نه سکوتی بود، و نه صفایی در آن اصلا! راز دوستی من و شب در همین خصلت اوست راستی، زیاد هم بی شباهت نیستیم نمی دانم، شاید، و به حتم، که تا آخر عمر بیدار بنشینم، که شب زنده بماند!
. بگذریم.
.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

. منم برات آرزو میکنم همیشه سبز بمونی
.
.![]()
![]()
![]()


