!حجم ممنوعه
من به آغاز زمین نزدیکم
سلام چون اسم وبلاگم «حجم سبز» یکی از کتابهای زیبای سهراب سپهری ست و قراره خیلی وقتها تو این وبلاگ به این شاعر بزرگ بپردازم، برای مقدمه یک بیوگرافی مختصر از سهراب رو قرار میدم. ............................................................................. زنده رودسهراب سپهري در تاريخ پانزدهم مهر ماه 1307 در خانواده اي که اهل شعر، نقاشي، منبت کاري و ديگر رشته هاي هنري بود، زاده شد. کودکي و نوجواني او به مطالعه، بازي در طبيعت، شکار و نواختن موسيقي گذشت. سهراب تا پانزده سالگي خود را در شهر کاشان گذراند و در نقاشي ها و اشعار او تاثير اين دوران و تاثير طبيعت و گياهان را مي بينيم. سهراب سپهري شعر صداي پاي آب را با الهام از قريه "چنار" واقع در حد واسط کاشان و مشهد اردهال سرود و دهکده زيباي "گلستانه" واقع در اطراف کاشان الهام بخش او در سرودن شعر گلستانه شد. به نام خداوند آبها٫باغهاوسیبها سلام به تمام عزیزانی که برای اولین بار از وبلاگ من دیدن میکنن یعنی خانواده و دوستای عزیزم و بخصوص تو مهربونم ... نمیدونم چی باید بگم راستش این اولین حرفهای من تو حجم سبزه٫ امیدوارم همراهیم کنید و تنهام نزارید٫ دوستتون دارم. .......................... هنگام که ما سکوت می کنیم٫ جهان به سخن درمی آید٫ آنگاه که جهان سکوت می کند٫ انسان حضور می یابد. در پناه خدا
آن طور که پريدخت سپهري در کتاب خود تحت عنوانسهراب، مرغ مهاجر مي گويد برادرش تا چهارده سالگي در باغي زندگي مي کرد که شمارش درخت هايش به سادگي امکان نداشت اما يک سال بعد را در خانه اي گذراند که در آن اثري از درخت و سبزه نبود. طبق نوشته خانم سپهري، سهراب در اين دوران به مطالعه نويسندگان و شعرايي چون لامارتين، گوته، اميل زولا، شاتوبريان و هوگو پرداخت.
سهراب يک سال بعد يعني پس از پايان تحصيلات سيکل اول متوسطه به تهران رفت و در دانشسراي مقدماتي نام نويسي کرد. پس از پايان دوران دانشسرا به کاشان بازگشت و به سرودن شعر و نقاشي تابلو مشغول شد. اما بعد دوباره به تهران رفت و براي تحصيل در رشته نقاشي در دانشکده هنرهاي زيبا ثبت نام کرد. شعر و نقاشي سهراب همچون ديگر همعصران وي تحت تاثير امواج نو قرار گرفت و او نيز وارد حيطه شعر نو و نقاشي مدرن شد.
سهراب اولين کتاب خود به نام مرگ رنگ را در سال 1330 چاپ کرد. زندگي خواب ها، شرق اندوه، صداي پاي آب، مسافر و هشت کتاب از جمله آثار سهراب سپهري است. اين هنرمند پرآوازه ايران در ارديبهشت ماه 1359 در اثر بيماري سرطان خون درگذشت و در مشهد اردهال به خاک سپرده شد.
صداي پاي آب يکي از سرودهاي اوست. انگيزه سرودن شعر, مرگ پدر و تسلاي مادر است. اواين سروده را به مادرش تقديم داشته است. زبان روان, توصيف صادقانه دنياي عاطفي شاعر تصويرهاي بديع و تازه, غافلگيريهاي شاعرانه(آشنايي زدايي), ترکيب و موسيقي شعر و حتي بهره گيري از لغات عاميانه برشکوه تاثير اين شعر افزوده است.
اين سروده بلند را به دو قسمت مي توان تقسيم کرد: در قسمت نخستين, شعر آميخته اي از حس و عاطفه و آرمان شاعر است. آب در اين شعر رمز خود شاعر است که آرام و تازه از هر گوشه و کناري عبوري مکند و کاشان او در آغاز همان کاشان زادگاه اوست اما در قسمت دوم, دستگاه فکري شعر و فلسفي او چهره مي نمايد و کاشان او به اندازه جهان وسعت مي يابد و جهان در نامد کاشان تفسير مي شود: (اهل کاشانم , اما/ شهر من کاشان نيست/ شهر من گم شده است./ من با تاب, من با تب/ خانه اي در طرف ديگر شب ساخته ام) شعر صداي پاي آب با اشاراتي به اساطير و بهره گيري از عناصر هندي و بودايي, آگاهي و شناخت عميق سهراب سپهري را از عرفان غير اسلامي و غير ايراني و تلفيق اين دو عرفان, نشان مي دهد. جز اين پايان شعر دعوتي است به درک درست عرفان و بهره گيري از آن در عصر معراج پولاد و اصطکاک فلزات سهراب در ازدحام صداهاي گوناگون عصر ماشين باورمند گوش دادن به آواز حقيقت است و نگران گم شدن انسان در سطح سيماني قرن.

